یا علی بن موسـی الرضــا (ع) 
اومدم تا ببینم لحظه ی عاشق شدنو
به دلم افتاده بود صدا زدی آقا منو
دل تنهامو آوردم با یه دنیا دلخوشی
کمتر از آهو که نیستم میشه ضامنم بشی
اومدم همسایه های پاپرتو دون بدم
دلمو رو دست گرفتم تا بهت نشون بدم
روبروی گنبدت سجده کنم سلام بدم
خسته نیستم اگه من از راه دوری اومدم
بگم افتابیو عاشقم درست مثل جنوب
با همون لحجه دریایی که می دونی تو خوب
روبروت بی اختیار دوباره زانو بزنم
میون گریه بگم غریبو در به در منم
تو رو شاهد بگیرم که با خدا حرف بزنی
می دونم که دست رد بازبه سینم نمیزنی
میدونم شفاعت بی منتت زبون زده
به همین امید دلم به مشهد تو اومده
تو که اسمت با غمه نقاره هات روی لباس
همه صحن طلات رد پای فرشته هاس
دست خالی هیچ کسی از در خونت نمیره

یا رضا رضا میگم تا قلبم آروم بگیره
|
+| نوشته شده توسط
داریوش ...امید رامسر در جمعه هفدهم مهر 1388
|